السيد محمد حسين الطهراني
106
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
او ميگويد : خواندن زياد قوّه ابتكار را از عقل پس از سنّ معيّنى سلب مىكند . هر كس در خواندن افراط ، و بر فكر خود كمتر اعتماد كند ، فكرش گرفتار عجز و كسالت ميگردد . « 1 » لزوم تحصيل علوم أهمّ و ترك علوم مهمّه ، به ضرورت تنگى وقت ابن أبى الحديد در آخر « شرح نهج البلاغة » كلمات قصارى را از أمير المؤمنين عليه السّلام غير از آنچه در « نهج البلاغة » آمده است ذكر مىكند ؛ و از جمله آنها اين است : الْعُمْرُ أَقْصَرُ مِنْ أَنْ تَعَلَّمَ كُلَّ مَا يَحْسُنُ بِكَ عِلْمُهُ ، فَتَعَلَّمِ الاهَمَّ فَالاهَمَّ ! « 2 » « تمام دوران زندگى و عمرت كوتاهتر است از آنكه بتوانى تمام علومى را كه آموختنش براى تو خوب است بياموزى ! بنابراين مراعات الاهمُّ فالاهمّ را كن ! و آنچه را كه در مرتبه أولويّت قرار دارد مقدّم بدار ! » در اينجا ميبينيم : حضرت مطلب بالاتر و نكته دقيق ترى را متذكّرند كه : نه تنها انسان بايد عمرش را صرف تحصيل علوم بيهوده ننمايد ، بلكه بايد در تحصيل علوم پسنديده نيز مراعات اهمّيّت را بكند ؛ و أهمّ را بر مهمّ مقدّم بدارد ، و به آن صبغه اولويّت دهد . يعنى از اشتغال به امور دنيويّه بكاهد تا بتواند براى فراغت تحصيل علوم اخرويّه و معنويّه و روحيّه ، سهميّه بيشترى را حائز گردد . در « سفينة البحار » در اين باره ، از بعضى از افاضل گفتارى بديع را حكايت نموده است : ( ( قالَ اللهُ تَعالَى : ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ .
--> ( 1 ) كتاب « دو فيلسوف شرق و غرب » دانشمند مكرّم حسينعلى راشد ، ص 117 ، فصل 17 : در مبادى نسبيّت ( 2 ) « شرح نهج البلاغة » بيست جلدى ، ج 20 ، ص 262